دسپینا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دسپینا. [ دِ ] (اِخ ) دختر میخائیل پلیولوگوس . وی زن اباقاخان بود و معروف است که چون اباقاخان در سن سی ویک سالگی به سلطنت ایران رسیدبموجب میل این همسر خود غسل تعمید یافت و قبول دین عیسوی نمود. (از سعدی تا جامی، ادوارد براون ص ٢١).
دسپینا. [ دِ ] (اِخ ) (ملکه ...) دختر کالوژان . زن مسیحی مذهب اوزون حسن . اوزون حسن هنگامی که در اوان شباب بود و امارت دیاربکر داشت دسپیناخاتون را به ازدواج خود در آورد. پدر دسپینا، کالوژان آخرین امپراطورمسیحی طرابوزان بود که به خانواده ٔ کامننی نسبت داشت . اوزون حسن از این همسر خود یک پسر و سه دختر داشت که یکی از آنها موسوم به مارتاخاتون به عقد مزاوجت شیخ حیدر پدر شاه اسماعیل اول درآمد. (از سعدی تا جامی، ادوارد براون ص ٤٤٨).