دشوار افتادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشوار افتادن . [ دُش ْ اُ دَ] (مص مرکب ) دشوار آمدن . رجوع به دشوار آمدن شود. ♦ امثال : هر که آسان گیرد دشوار افتد . (امثال و حکم ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دشوار افتادن . [ دُش ْ اُ دَ] (مص مرکب ) دشوار آمدن . رجوع به دشوار آمدن شود. ♦ امثال : هر که آسان گیرد دشوار افتد . (امثال و حکم ).