دعص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دعص . [ دِ ] (ع اِ) ریگ توده ٔ گرد یا پشته ٔ ریگ مجتمع یا پشته ٔ خرد از ریگ . (از منتهی الارب ). تپه از ریگ و شن گرد آمده . (از اقرب الموارد). دِعصة. ج، أدعاص، دِعَصة. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و رجوع به دعصة شود.
دعص . [ دَ ] (ع مص ) کشتن گرما کسی را یا عام است . (از منتهی الارب ). بقتل رساندن . (از اقرب الموارد). ◄ لگد زدن . (از منتهی الارب ). ◄ با نیزه زدن کسی را. (از اقرب الموارد).
دعص . [ دِ ع َ ] (ع اِ) ج ِ دِعصة. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به دعصة شود.