دعظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دعظ. [ دَ ] (ع مص ) داخل کردن تمام نره در شرم . (از منتهی الارب ). ◄ آرمیدن با زن . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). ◄ پر کردن چیزی را به چیزی . ◄ تمام انداختن چیزی را در چیزی . (از منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دعظ. [ دَ ] (ع مص ) داخل کردن تمام نره در شرم . (از منتهی الارب ). ◄ آرمیدن با زن . (از ذیل اقرب الموارد از لسان ). ◄ پر کردن چیزی را به چیزی . ◄ تمام انداختن چیزی را در چیزی . (از منتهی الارب ).