دغدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دغدار. [ دَ ] (نف مرکب ) مخفف داغدار. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به داغدار شود. ◄ بنده . (برهان ) (آنندراج ). ◄ عیب ناک . (برهان ) (آنندراج ). معیوب . (ناظم الاطباء).
دغدار. [ دُ ] (ترکی، اِ) پرنده ای است که آنرا با چرغ و شاهین و باز شکار کنند. (برهان ) (آنندراج ). باز شکاری . (ناظم الاطباء).