واژه جو

دمخسینوس

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دمخسینوس . [دَ خ َ ] (اِخ ) نام بازرگانی در وامق و عذرای عنصری که عذرا را از منقلیوس بدزدید. (یادداشت مؤلف ) (از لغت فرس اسدی ) (از برهان ) (از آنندراج ) : دل دمخسینوس شد ناشکیب که در کار عذرا چه سازدفریب . عنصری .

معنی دمخسینوس | واژه جو