واژه جو

دمخور

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دمخور. [ دَ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب ) همدم . همنفس . همنشین و همفکر: دمخور بودن یا نبودن کسی را؛ با وی انیس و جلیس و همدل بودن یا نبودن . سازگار بودن یا نبودن . (از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی دمخور | واژه جو