دمس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دمس . [ دَ ] (ع مص ) سخت تاریک شدن . ◄ پنهان کردن چیزی را در خاک . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). پنهان کردن و بپوشانیدن چیز. در گور کردن . (تاج المصادر بیهقی ). ◄ دفن کردن در خاک زنده یا مرده را. ◄ پوشاندن چیزی را. ◄ آشتی دادن میان دو یا چند تن . (از اقرب الموارد). ◄ کتمان کردن خبر را. (از اقرب الموارد).
دمس . [ دَ ] (ع اِ) کالبد مردم و جز آن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ).
دمس . [ دَ ] (ع اِ) لغتی است در دمص . (اقرب الموارد). رجوع به دمص شود.