دمص
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دمص . [ دُ ] (ع ص ) ج ِ ادمص و دمصاء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ادمص و دمصاء شود.
دمص . [ دِ ] (ع اِ) رسته ٔ بنا و یا چینه ٔ دیوار، و هرچه بر طراز رسته ٔ بنا باشد دمص، و رسته ٔ بنا را رهص گویند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
دمص . [ دَ م َ ] (ع اِمص ) باریکی دنباله ٔ ابرو وستبر بودن پیش آن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ کمی موی سر. (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). کم رشد و کم موی شدن جایی از سر. (از اقرب الموارد).