دمنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دِ نِ) [ ع. دمنه ] (اِ.) ۱- آثار به جا مانده از خانه و آبادی. ۲- در فارسی به معنی دشت و صحرا.واژه قبلی: دمندهواژه بعدی: دمه