دمه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِ.) لبه چیزی مانند دم تیغ.(~.) (اِ.) دم آهنگری.(دَ مِ) (اِ.) باد سخت با برف و سرما.مترادفها و واژههای مرتبطدم، لبهدمآهنگریبخارواژه قبلی: دمنهواژه بعدی: دمور