دمیاطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دمیاطی . [دِم ْ ] (ص نسبی ) منسوب به دمیاط که شهری است به مصر. ◄ (اِ) نوعی از جامه ٔ لطیف که از شهر دمیاط آرند. (آنندراج ) (از غیاث ) (از ناظم الاطباء).
دمیاطی . [ دِم ْ ] (اِخ ) بکربن سهل بن اسماعیل بن نافع دمیاطی، مکنی به ابومحمد (١٩٦ - ٢٨٩ هَ . ق .). او راست : کتاب تفسیر قرآن . (از یادداشت مؤلف ) (از اسماء المؤلفین ).
دمیاطی .[ دِم ْ ] (اِخ ) خالدبن محمدبن عبید... دمیاطی، معروف به ابن عین الغزال . از فقهای مالکی بود و از عبیداﷲبن ابی جعفر دمیاطی و جز وی روایت کرد. او از ثقات بود و به سال سیصدوسی واند درگذشت . (از لباب الانساب ).