دمیک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دمیک . [ دَ ] (اِ) زمین و مرز و بوم . (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از برهان ) (آنندراج ). صورت دیرینه ٔ کلمه ٔ زمین .
دمیک . [ دَ ] (ع اِ) برف . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ (ص ) شَهْرٌ دمیک ؛ ماه تمام . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). ماه تمام . (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
دمیک . [ دَم ْ ی َ / دَ م َ ی َ ] (اِخ ) نام قریه ای در نزدیکی غزنین که شهاب الدین غوری به زخم یکی از ملاحده در آنجا کشته شد. (از برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ) (از آنندراج ).