دهان گیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دهان گیر. [ دَ ] (اِ مرکب ) لبیشه . لویشه . (لغت فرس اسدی، در کلمه ٔ لبیشه ). لبیش دهان گیر اسب بود. (لغت نامه ٔ اسدی ). ◄ (نف مرکب ) آنکه دهان مردم را از پوچ گفتن ببندد. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ در بیت زیر به معنی پوچ گو به کار رفته و این محل تأمل است . (از آنندراج ) : اگرچه مطلع غرای من جهانگیر است ولی چه چاره کنم مدعی دهان گیر است . میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج ).