دوتایی شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوتایی شدن . [ دُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) خم شدن . خمیدن . خمیده گشتن . دوتو شدن . دوتاه گشتن . (یادداشت مؤلف ) : دوتایی شد آن سرو نازان به باغ همان تیره گشت آن گرامی چراغ . فردوسی . ◄ خم شدن احترام بزرگی را. خمانیدن قامت بزرگداشت شاه و امیر و بزرگی را. دوتا شدن : دوتایی شد و بر زمین بوسه داد بخندید ازو شاه و دل کرد شاد. فردوسی . دوتایی شدندی بر تخت او از آن برشده فره و بخت اوی . فردوسی . رجوع به دوتا شدن شود.