دودافکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دودافکن . [ اَ ک َ ] (نف مرکب ) آنچه یا آنکه دود راه بیندازد. که تولید دود کند. (یادداشت مؤلف ). ◄ نوعی جادویی . نوعی از ساحران باشند و ایشان عود و لبان و دانه ٔ سپند و مقل ازرق بر آتش نهند و افسونی خوانند و جن را حاضر گردانند و بعد از آن هر اراده ای که خواهند کنند. (برهان ) (از آنندراج ) (از فرهنگ جهانگیری ) : دودافکن را بگو که بس نالانم دودی برکن که دودگین شد جانم . خاقانی . زآن غمزه ٔ دودافکن آتش فکنی بر من هم دل شکنی هم تن دلدار چنین خوشتر. خاقانی . گفتی که نعل بود در آتش نهاده ماه مشهود شد چو شد زن دودافکن از برش . خاقانی . خویشتن دعوت گر روحانیان خوانم به سحر کمترین دودافکن هر دوده ام گر بنگرم . خاقانی . سحر زده بیم به لرزه تنش مجمر لاله شده دودافکنش . نظامی . آتشی از تو بود در دل من پیرزن در میانه دودافکن . نظامی . رجوع به دودافکنی شود.