واژه جو

دودخوار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دودخوار. [ خوا / خا ] (نف مرکب، اِ مرکب ) مطبخی و گلخن تاب . (ناظم الاطباء) (از برهان ). ◄ غلیان کش و تنباکوکش . (ناظم الاطباء) (برهان ). ◄ نام پروانه ای که دور چراغ می گردد. (ناظم الاطباء). نام پرنده ای است . (برهان ).

معنی دودخوار | واژه جو