واژه جو

دور ریختن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

دور ریختن . [ ت َ ] (مص مرکب ) بیرون ریختن . دورانداختن چنانکه غذای پس مانده و بیمصرف یا چیزی بی ارزش را. (یادداشت مؤلف ). رجوع به دورانداختن شود.

معنی دور ریختن | واژه جو