دورترک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورترک . [ ت َ رَ ] (ص تفضیلی، ق مرکب ) کمی دورتر. اندکی دورتر : چون بر حافظخویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک . حافظ. ◄ بسیار دورتر، به این معنی «کاف » برای تعظیم باشد. (غیاث ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دورترک . [ ت َ رَ ] (ص تفضیلی، ق مرکب ) کمی دورتر. اندکی دورتر : چون بر حافظخویشش نگذاری باری ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک . حافظ. ◄ بسیار دورتر، به این معنی «کاف » برای تعظیم باشد. (غیاث ).