دوری کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوری کن . [ ک ُ ] (نف مرکب ) دوری کننده . که دوری کند. که دوری گزیند. دوری گزیننده . ◄ دشمن و حریف . (ناظم الاطباء) : زبان گر به گرمی صبوری کند ز دوری کن خویش دوری کند. نظامی . رجوع به دوری کردن شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی