دوری/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(دُ) [ ع - فا. ] ۱- (ص نسب.) دورانی. ۲- (اِمر.) بشقاب بزرگ مقعر.مترادفها و واژههای مرتبطاجتناب، احتراز، امساک، پرهیز، تحاشی، تحرز، حذر، کنارهگیریجدایی، فراق، فرقت، مفارقت، مهجوری، هجر، هجرانغربتواژه قبلی: دورگیرواژه بعدی: دوز