دوستوند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوستوند. [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خالصه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . ٢٤٥ تن سکنه . آب آن از قنات تأمین می شود. تابستان می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوستوند. [ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان خالصه ٔ بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . ٢٤٥ تن سکنه . آب آن از قنات تأمین می شود. تابستان می توان اتومبیل برد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).