دوسره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوسره . [ دُ س َ رَ / رِ ] (ص نسبی ) صاحب دورأس . دارای دوسر. که دو سر دارد. که دو عضو به نام سر یا رأس بر تن دارد: گشتم سیصد و سه دره ندیدم آدمی دوسره . (یادداشت مؤلف ). ◄ دوجانبه . دوطرفه . دوسویه . از این سوی و آن سوی . ◄ ذهاب و ایاب . رفتن و بازگشتن . (یادداشت مؤلف ). ♦ بلیط دوسره ؛ بلیط رفتن و بازگشتن . ♦ بلیط دوسره گرفتن ؛ تهیه یا خرید بلیط برای ذهاب و ایاب . بلیط گرفتن برای رفتن و برگشتن سفری . (یادداشت مؤلف ). ♦ دوسره بار کردن ؛ از دو جانب مخالف سود بردن . از دو جهت فایده بردن . (یادداشت مؤلف ). ♦ دوسره کرایه کردن مال ؛ برای رفتن و بازگشتن کرایه کردن آن . کرایه کردن مال برای رفتن و بازآمدن . (یادداشت مؤلف ).