دوسری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دوسری . [ دُ س َ ] (ص نسبی، اِ مرکب ) دارای دوسر. دوسره . با دو سر. (یادداشت مؤلف ). ◄ قسمی از خیمه . (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) : دشمن جان ترا عزم بیابان فناست دایم از نیزه ز بهرش دوسری بر سر ماست . شفیع اثر (از آنندراج ). ◄ روپوش کجاوه . (ناظم الاطباء). کرباسی که بر روی محمل کشند از عالم خلاف . (از آنندراج ). ◄ (حامص مرکب ) نفاق . (غیاث ) (آنندراج ). دورنگی و دورویی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به دوسر شود.
دوسری . [ دَ س َ ] (ع ص ) دوسرانی . (فرهنگ جهانگیری ) (آنندراج )(از برهان ). بزرگ هیکل توانا کأنه منسوب الی دوسر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به دوسرانی شود.