دومغزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دومغزه . [ دُ م َ زَ / زِ ] (ص نسبی ) با دو مغز. دومغزی . که دارای دو مغز باشد. ◄ کنایه از فربه و قوی . (آنندراج ) : دل زنده می کند نفس جانفزای صبح جان می شود دومغزه ز آب و هوای صبح . صائب (از آنندراج ). کردم به درخت نعت پیوند از فکر دومغزه مصرعی چند. واله هروی (از آنندراج ). و رجوع به دومغزی شود.