دیدار شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدار شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مرئی شدن . (یادداشت مؤلف ) : سپهبد همیراند بر پیل راست چو دیدار شد ببر خفتان بخواست . اسدی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیدار شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) مرئی شدن . (یادداشت مؤلف ) : سپهبد همیراند بر پیل راست چو دیدار شد ببر خفتان بخواست . اسدی .