دیرگیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیرگیر. (نف مرکب ) که دیر مؤاخذه کند. اغماض کننده : در خطا دیرگیر و زودگذار در عطا سخت مهر و سست مهار. سنایی . در وی آهسته رو که تیزهش است دیرگیر است لیک زودکش است . نظامی (هفت پیکر ص ٣٥٨). ♦ امثال : خدا دیرگیر است لیکن سخت گیر است .