دیگ پز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
دیگ پز. [ پ َ ] (نف مرکب ) آشپز. خوالیگر. طباخ . مطبخی . خوراک پز. پزنده . باورچی . قدار : شتربان و فراش با دیگ پز نبودند جز پیشکار علی . ناصرخسرو. مجلسش را میوه کش باشد جمال موصلی مطبخش را دیگ پز باشد اثیر مطبخی . انوری . دیگ پز باید که هرچه شور و ناخوش طعم بود به آب چغندر خوش گرداند وهرچه تیز و تلخ باشد بسرکه خوش گرداند. (از رساله ٔ طبی کهن ) (یادداشت مرحوم دهخدا).