ذبایح
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ذَ یِ) [ ع. زبائح ] (اِ.) جِ ذبیحه ؛ سر بریدهها، بسمل کردهها.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ذَ یِ) [ ع. زبائح ] (اِ.) جِ ذبیحه ؛ سر بریدهها، بسمل کردهها.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
ذبایح . [ ذَ ی ِ ] (ع اِ) ذبیحة. (دهار). ◄ ذبایح ِ جن ؛ ذبیحه ها که عرب گاه ساختن خانه یا حفرچاهی میکردند تا بنا یا چاه از ضرر جن ایمن ماند.
فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی