ذبایح/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ذَ یِ) [ ع. زبائح ] (اِ.) جِ ذبیحه ؛ سر بریدهها، بسمل کردهها.واژه قبلی: ذباله دانواژه بعدی: ذبح