ذربة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذربة. [ ذَ رِ ب َ ] (ع ص ) تأنیث ذَرِب .
ذربة. [ ذَ ب َ ] (اِخ ) آبی است بنوعقیل را به نجد. بروایت یاقوت از ابی زیاد.
ذربة. [ ذِ ب َ ] (ع اِ) غُدّة. گره گوشت . سنگریزه مانندی که در گردن مردم یا ستور پیدا آید. ◄ (ص ) زن بدزبان . زن زبان دراز. بذیةاللسان و خیانتکار.(منتهی الارب ). بلندآواز. (مهذب الاسماء). ج، ذَرِب .