ذربان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ذربان . (اِخ ) ابن عتیق بن تمیم الکاتب، مکنی به ابی القاسم . حافظ ابوطاهر سلفی در معجم الشعراء از او و وی از ابوحفص الزکرمی العروضی قطعه ای از شعر زکرمی را روایت کرده است . معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج ٤ ص ١١٩ س ٦.
ذربان . [ ذَ ] (اِخ ) موضعی است در شعر.