واژه جو

ذوعدل

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوعدل . [ ع َ ] (ع ص مرکب ) خداوند داد: فیالک فی ایجاب ما الصدق سلبه و عدل قضایا جاء من غیر ذی عدل . (ابن الصلاح ).

معنی ذوعدل | واژه جو