واژه جو

ذوعدوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوعدوان . [ ع َ دَ] (ع ص مرکب ) ذئب ذوعدوان ؛ گرگ که بر مردم دود و حمله آرد. و در مثل است : السلطان ذوعدوان و ذوبدوان .

معنی ذوعدوان | واژه جو