واژه جو

ذوعقال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ذوعقال . [ ع ُ ] (ع ص مرکب ) که ساقها بهم نزدیک و رانها از یکدیگر گشاده دارد، آدمی یا اسپ .

ذوعقال . [ ع ُ ] (اِخ ) نام اسپ حوطبن ابی جابر است . (منتهی الارب ).

معنی ذوعقال | واژه جو