راست
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
[ په. ] ۱- (ص.) بی انحراف، مستقیم. ۲- سالم، بی عیب. ۳- صواب، درست. ۴- (ق.) درست، دقیقاً. ۵- (اِ.)مقابل چپ. ۶- (اِ.) اصطلاحی است سیاسی که به افراد محافظه کار مخالف با هرگونه دگرگونی و تحولات انقلابی اطلاق میشود این اصطلاح ب رگرفته از انقلاب فرانسهاست که در مجمع ملی آن محافظه کارها در سمت راست مجلس مینشستند. ؛~ و ریس آماده و فراهم.
پنجگاه (پَ)(اِمر.)یکی از هفت دستگاه موسیقی ایرانی است و آن از لحاظ مقام با ماهور اختلافی ندارد. معمولاً راست پنجگاه را در تار در مایه «وفا» و در ویولن در مایه «سل» یا «لا» مینوازند.