راشد باللّه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راشد باللّه . [ ش ِ بِل ْ لاه ] (اِخ ) ابومنصور جعفربن مسترشدبن مستظهربن مقتدی بن ذخیرةبن قائم بن قادربن اسحاق بن هرون الرشیدبن مهدی بن منصوربن محمدبن علی بن عبداﷲبن عباس، فرد بیستم از نسل عباس است و سی ام از خلفاء، چون پدرش در جنگ سلطان مسعود اسیر شد، در بغداد خلافت بدو داد. او نام سلجوقیان از خطبه و سکه بیفکند. اتباع سلجوقیان از بغداد بعراق عجم گریختند. راشد به انتقام پدر آهنگ جنگ سلطان مسعود کرد، سلطان مسعود نیز آهنگ جنگ او کرد و چون خبر توجه سلطان به بغداد رسید راشد و داود و اتابک زنگی از بغداد بعزم حرب بیرون آمدند و چون میان فریقین اندک مسافتی باقی ماند و بغدادیان قوت مقاومت خود با مسعود نیافتند بشهر مراجعت نمودند و سلطان مسعود وارد شهر شد و راشد در موصل از اتابک عمادالدین مفارقت نمود و بمراغه رفت و در آن موضع داودبن محمود سلجوقی با طایفه ای از امراء که بر جانب مسعود اعتمادی نداشتند به راشد پیوستند و ایشان را داعیه ٔ آن شد که راشد را بار دیگر بر سریر خلافت نشانند؛ خبر اتفاق آن جماعت بمسعود رسید وی از بغداد بمراغه رفت و راشد و داود گریخته به خوزستان افتادند و سلطان مسعود سلجوقی به بغداد بازگشت . بعد از اندک روزگاری راشد از خوزستان با فوجی از لشکریان به اصفهان آمد و در آن دیار شخصی از ملاحده که ملازم آن بیچاره ٔ سرگردان بود بزخم کارد او را بکشت و ملازمان راشد قاتل وی را کشته کالبدش را دراصفهان بخاک سپردند. مدت خلافت او بقول ابن جوزی و حصیبی یک سال بود. (از تاریخ گزیده ص ٣٦٣ و روضة الصفاج ٣). و نیز رجوع به تاریخ اسلام ص ٢٢٤ و مجمل التواریخ والقصص ص ٤٢٧ و ٤٥٤ و اعلام المنجد و تاریخ خلفای سیوطی و اعلام زرکلی ج ٣ و قاموس الاعلام ترکی ج ٣ و تاریخ ابن اثیر ج ١١ ص ٢٨ و تجارب السلف ص ٢٠٣ و اخبار الدولة السلجوقیة ص ١٠٨ و شود.