راه بردار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه بردار. [ ب ُ ] (نف مرکب ) رشید. (یادداشت مؤلف ). راهنما. هادی . ♦ راهبردار بجایی بودن ؛ وسیله و اسباب برای وصول بمقصد داشتن . ♦ راهبردار بودن ؛ سراغ داشتن : پول یا مالی را بخود راهبردار نبودن ؛ پولی در خود سراغ نداشتن : یکشاهی بخودم راهبردار نیستم .(تداول عامه )؛ یعنی درخود سراغ ندارم . (یادداشت مؤلف ).