راه برداشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه برداشتن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) آغاز به راهروی کردن . آغاز رفتن کردن . راهی شدن . روانه شدن . برفتن درآمدن . رفتن آغازیدن : راه برداشت، میدوید چو دود سهم زد زآن هوای زهرآلود. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه برداشتن . [ ب َ ت َ ] (مص مرکب ) آغاز به راهروی کردن . آغاز رفتن کردن . راهی شدن . روانه شدن . برفتن درآمدن . رفتن آغازیدن : راه برداشت، میدوید چو دود سهم زد زآن هوای زهرآلود. نظامی .