راه برگرفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه برگرفتن . [ ب َ گ ِ رِ ت َ ] (مص مرکب ) سر راه گرفتن . مانع عبور کسی شدن . راه بستن . سد کردن راه . ◄ رفتن . (یادداشت مؤلف ). راه رفتن . روانه شدن . عزیمت کردن : چو آمد به ارمینیه در، سپاه سپاه خزر برگرفتند راه . فردوسی . همه روزبانان درگاه شاه بفرمود تا برگرفتند راه . فردوسی . وزآن پس جهاندیدگان پیش شاه ز هرگوشه یی برگرفتند راه . فردوسی . بدیدند مر پهلوان را پگاه وزآنجایگه برگرفتند راه . فردوسی . آن زنان و من نیز با ایشان فرودآمدیم و راه برگرفتیم . (تاریخ سیستان ). مکن ایدر درنگ و راه برگیر که ویرو آید این ساعت ز نخجیر. (ویس و رامین ).