واژه‌جو

راه خوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

راه خوری . [ خوَ / خ ُ ] (حامص مرکب ) عمل راه خور. راه بریدن بسرعت . (از بهار عجم ) (از آنندراج ) : این رخش که مثلش نجهد برق جهان چون صیت شهنشاه دود گرد جهان بر مائده ٔ طی مکان مهمان است در راه خوری نقش سمش گشته دهان . ظهوری ترشیزی (از بهار عجم ).

معنی راه خوری | واژه‌جو