راه سپردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه سپردن .[ س ِ پ َ دَ ] (مص مرکب ) رفتن . شدن . طی کردن راه . نوردیدن راه . پیمودن راه . (از آنندراج ). راه پیمودن . راه بریدن . (ارمغان آصفی ). سلوک . (دهار) (تاج المصادربیهقی ) (ترجمان القرآن ). تسلم . (دهار) : سپاه انجمن شد بدرگاه شاه همه سرفرازان سپردند راه . فردوسی . لاجرم نسپرند راه خطا لاجرم دل بدیو نسپارند. ناصرخسرو. آن راه دوزخست که ابلیس میرود بیدار باش تا پی او راه نسپری . سعدی .