راه کشیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه کشیدن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) ساختن راه . (یادداشت مؤلف ). ساختن و بنا کردن راه میان شهرها و آبادی ها اعم از راه آهن و شوسه و جز آن . بشر از دیرباز، برای تهیه وسایل و رفع نیازمندیها بفکر مسافرت از نقطه ای به نقطه ٔ دیگر بوده و برای تأمین این منظور راه هایی را لازم داشته است، ولی چون فاصله ٔ همه ٔ نقاط را به آسانی نمیتوانسته است بپیماید از اینرو به کشیدن راههای گوناگون در ادوار مختلف دست زده است . کشیدن راهها پابپای پیشرفت تمدن تکامل یافته و بتدریج از کشیدن راههای پیاده رو و مالرو تا راه آهن وراههای دریایی و هوایی رسیده است . امروزه در کشیدن راه آهن و جز آن اصولا نکات زیر در نظر گرفته میشود: ١- مسائل اقتصادی از قبیل هزینه و سود آن و اهمیت صادرات و واردات محل . ٢- احتراز از رودخانه ها و دره ها و کوهها و انتخاب کوتاهترین فاصله تا حدود امکان . ٣- آبادی نقاط حاصلخیز که در سر راه قرار دارند برای حمل فرآورده های آنها. ٤- ملاحظات سوق الجیشی و سپاهیگری . ٥- مسافرت بین محل های سر راه . و رجوع به راهسازی شود. ♦ راه خود را کشیدن و رفتن ؛ بی هیچ مقاومتی و امتناعی و اعتراضی یا توجهی بدیگران عازم شدن .