راه گستر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
راه گستر. [ گ ُ ت َ ] (نف مرکب ) هر مرکب عموماً، واسب خصوصاً. (ارمغان آصفی ) (بهار عجم ). هر مرکوبی اعم از اسب و استر و خر و گاو و اشتر و جز آن . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (آنندراج ) (از انجمن آرا) (از شعوری ج ٢ ورق ٥). مرکب . (شرفنامه ٔ منیری ) : که که سنگ آهن ار نعلی زان سم راه گستر اندازد. خاقانی . در آن ره چنان راه گستر براند که وهم از پیش چند منزل بماند. زین الدین سنجری . ◄ مرکب راهوار و فراخ گام و خوش راه . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (آنندراج ).