رای دادن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) اظهار عقیده و رای کردن . (فرهنگ غفاری ). رأی دادن . رجوع به رأی دادن شود. ◄ حکم کردن . (ناظم الاطباء). قضا کردن . فتوی دادن . (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای دادن . [ دَ ] (مص مرکب ) اظهار عقیده و رای کردن . (فرهنگ غفاری ). رأی دادن . رجوع به رأی دادن شود. ◄ حکم کردن . (ناظم الاطباء). قضا کردن . فتوی دادن . (ناظم الاطباء).