رای گزیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای گزیدن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) رأی گزیدن . اراده کردن . انتخاب عقیده و نظر کردن . ترجیح دادن : که ما را سوی پارس باید کشید نباید بدین هیچ رایی گزید. فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رای گزیدن . [ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) رأی گزیدن . اراده کردن . انتخاب عقیده و نظر کردن . ترجیح دادن : که ما را سوی پارس باید کشید نباید بدین هیچ رایی گزید. فردوسی .