رباع
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نیکویی حال. ۲- شأن. ۳- طریقه، روش.
(رُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- چهارگان، چهارچهار. ۲- چهارخال تاس در بازی نرد. ۳- هر چیز که مشتمل بر چهار قسمت باشد.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(رَ) [ ع. ] (اِ.) ۱- نیکویی حال. ۲- شأن. ۳- طریقه، روش.
(رُ) [ ع. ] (اِ.) ۱- چهارگان، چهارچهار. ۲- چهارخال تاس در بازی نرد. ۳- هر چیز که مشتمل بر چهار قسمت باشد.