واژه‌جو

ربرونتن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ربرونتن . [ رَ ن ِ ت َ ] (هزوارش، اِ) بزبان زند و پازند بمعنی مردن باشد که در برابر زیستن است . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

معنی ربرونتن | واژه‌جو