رجاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجاع . [رِ ] (ع اِ) مهار و یا چیزی از مهار که بر بینی شترباشد. ج، اَرْجِعة، و رُجُع. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). خطام، یعنی چیزی که بر بینی شتر بندند. (از اقرب الموارد). ◄ ج، رُجُع (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء)، بمعنی خطام، یعنی چیزی که بر بینی شتر بندند. (از اقرب الموارد). ◄ ج ِ رجع. (اقرب الموارد) (منتهی الارب )(ناظم الاطباء). ج ِ رجع، ایستادنگاه آب و پارگین یا زمینی که در آن سیل دراز کشد و درگذرد. (آنندراج ).
رجاع . [ رِ ] (ع مص ) دم برداشتن وکمیز انداختن ماده شتر و ماده خر بطوری که گویی آبستن باشد باآنکه آبستن نبود. (ناظم الاطباء). راجع شدن ماده شتر یا ماده خر. (از اقرب الموارد). دم برداشته بول کردن ناقه . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ برگشتن طیور از گرمسیر به سردسیر. (ناظم الاطباء) (ازاقرب الموارد). برگردیدن چیزی از چیزی . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ مراجعت . (ناظم الاطباء).