رجمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
رجمة. [ رُ م َ ] (ع اِ) رَجْمة. گور و قبر. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). گور. (آنندراج ) (منتهی الارب ). و رجوع به رَجْمَة شود. ◄ سنگها که بر گور نهند. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سنگها که بر گور نصب کنند. ج، رُجَم، رِجام .(اقرب الموارد). ◄ علامت و نشان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). و منه فی وصیته : لاترجموا قبری ؛ ای لاتجعلوا علیه الرجم . اراد بذلک تسویة قبره بالارض . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ◄ خارها و چوبها که گرداگرد خرمابن پربار نیک ثمر نهند تا دست کسی بر آن نرسد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ج، رُجَم، رِجام . (ناظم الاطباء).آنچه برای تکیه دادن درخت پربار نهند. (از اقرب الموارد). ◄ خانه ٔ کفتار. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (منتهی الارب ). لانه ٔ کفتار. (اقرب الموارد).
رجمة. [ رَ م َ ] (ع اِ) رُجْمَة. گور و قبر. (ناظم الاطباء). قبر. (اقرب الموارد). رجوع به رُجْمَة شود.